جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

این وب برای این که جوانانی پولادین شویم خدمت گزار شماست
ان شاءالله برای ظهور آقا
سلام علی ال یس السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته...
.....................................................
فال زندگی*
امام جواد - علیه السلام - فرمود:
سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن.
اهل تواضع کردن و فروتن بودن.
صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن.

....................................................
برداشت آزاد*
قناعت اسلام به معناى کم به دست آوردن نیست، که کم برداشتن و به همراهان رسیدن است. «اندیشه من، ص: 69»

صراط مستقیم چیست؟
صراط مستقیم، یعنى راه نزدیک تا مقصد انسان و تا رشد انسان و در جهت عالى‌‏تر انسان، همین عبودیت است، نه عبادت، نه ریاضت، نه خدمت به خلق و نه شهادت. عبودیت یعنى هیچ کدام و یعنى تمام اینها.
...................................................
زمزمه عارفانه*
در دل ما انداز که در برابر آنچه خواسته ای ، تسلیم تو باشیم، و نخواهیم که آنچه به تاخیر انداخته ای پیش افتد ، و آنچه پیش انداخته ای ، به تاخیر افتد، و آنچه محبوب توست ، ناپسند نداریم و آنچه را خوش نمیداری، اختیار نکنیم.
دعای 33
..................................................
###
صندوق قرض الحسنه بنیان مرصوص
شماره کارت 6037991320150513
شماره حساب 0338692372000
( به نام خانم حاج صادقیان)

لطفا بعد از محبت واریز کردن اطلاع دهید.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۵، ۲۰:۱۶ - (^_^)hafez (^_^)
    +++++
نویسندگان

محمد رسول الله (ص)

خاطره شنیدنی مجیدی از تماشای فیلم محمد رسول الله توسط رهبرانقلاب /مجید مجیدی با نقل خاطره‌ای زیبا و شنیدنی از اولین بیننده فیلمش، یعنی رهبر معظم انقلاب از آن جلسه به عنوان نمایشی که کسب رضایت تماشاگر فیلم برایش آرزو بوده یاد کرده است

 

 

به گزارش «نسیم»،پایگاه خبری حلقه وصل نوشت: مجید مجیدی در پنجمین همایش هیئت‌های محوری و برگزیده کشور خاطره زیبای اولین اکران فیلم محمد(ص) را بیان کرد، که به جرأت می‌توان گفت در مدتی که این خاطره نقل می‌شد، سکوت زیبایی که نشان از شوق شنیدن بود بر سالن همایش حکم‌فرما شد. در ادامه این خاطره را به زبان مجیدی می‌خوانید:

اولین کسی که فیلم محمد(ص) را دید حضرت آقا بودند، به هر حال ایشان بانی و ایده‌دهنده فیلم بودند. در طول سال هم مرتب گزارش‌ها را به ایشان می‌دادیم و در جریان ساخت و ساز کار بودند و حتی روزهای آخر فیلم هم بازدیدی از شهرک داشتند، بازدیدی که قرار بود 2 ساعته باشد ولی 6 ساعت طول کشید و ایشان با یک ذوقی تمام شهرک را بازدید کردند. بازدید ایشان در قالب فیلمی در حال تهیه است که بعدها نمایش داده می‌شود.

فیلم قبل از نهایی شدن حدود 3 ساعت و 20 دقیقه بود، در بهمن ماه قبل از انجام دادن کارهای ویژه نهایی روی فیلم، فیلم را آماده کردیم که حضرت آقا ببینند و اگر اصلاحاتی و نظراتی که لازم است را بگویند، تا انجام دهیم.

بعد از نماز مغرب و عشاء بود که برای نمایش به حسینیه امام خمینی(ره) رفتیم. در آنجا دوستان گفتند 3ساعت و 20 دقیقه زمان طولانی‌ای است و به خصوص که از عمل جراحی ایشان زمان زیادی نگذشته بود و دوران نقاهت را می‌گذراندند. قرار شد که با حضرت آقا مطرح کنیم که وسط فیلم یک زمان استراحتی بگذاریم که ایشان استراحت کنند.

در بالای حسینیه یک سالن 30 -40 نفر تجهیز شده بود که فیلم نمایش داده شود. در مسیر حرکت به سمت محل نمایش گزارش‌های تکمیلی را به حضرت آقا دادم و گفتم فیلم همچین زمانی دارد و اگر شما اجازه بدهید وسط فیلم توقفی باشد تا شما استراحتی بکنید. آقا در جواب فرمودند: حالا ببینیم  چه می‌شود.

 

در اینجا بگویم این پیشنهاد را به این خاطر دادم که تجربه فیلم دیدن حضرت آقا را داشتم، چه حضوری و چه اینکه از دوستان شنیده بودم؛ مثلا ایشان بچه‌های آسمان را در دو نوبت دیده بودند.

آقا با همه اهل‌بیت‌شان برای تماشای فیلم آمده بودند و خانم‌ها پشت پرده‌ای که آماده شده بود، نشستند، من هم دقیقا کنار حضرت آقا نشستم، طبق روال مرسوم کنار آقا هم یک میز عسلی کوچک بود که روی آن یک لیوان آب قرار داشت.

فیلم شروع شد و آقا در شروع فیلم یک کلمه فرمودند: چه شروع زیبایی؛ همین را گفتند و بعد هیچی. فیلم جلو رفت و نیمی از فیلم گذشت و دیدم حضرت آقا هیچ حرکتی نمی‌کنند و من هم که حاصل 7 -8 سال تلاش‌هایم را خدمت ایشان آورده بودم، فشار زیادی رویم بود، که بالاخره نظر ایشان چیست.

حضرت آقا اصلا تکان نمی‌خوردند و من هم نمی‌توانستم برگردم و چهره ایشان را ببینم، چون درست کنار ایشان بودم و اگر می‌خواستم صورت ایشان را ببینم، باید کامل برمی‌گشتم. خیلی ترسیده بودم و گفتم الان برگردم و ببینم که آقا حواسشون به فیلم نیست و یا خوابشون برده که دیگه هیچی. همینطور صلوات می‌فرستادم تا در یک موقعیت مناسب ببینم چه می‌شود.

نمی‌تونستم برگردم و پشت سرم را هم نگاه کنم، برگردم بگم چی! همه اعضای دفتر پشت سرم نشسته بودند.

 

نیمه‌های فیلم گذشته بود، دیدم که حضرت آقا دستشون را حرکت دادند، دست که حرکت کرد من برگشتم و دیدم که برای ایشان قرص آوردند و حضرت آقا برای گرفتن قرص دستشون را دراز کرد‌ه‌اند. صحنه دلچسبی که دیدم این بود که ایشان چشم از پرده برنداشتند و همینطور به پرده زل زده بودند و بدون اینکه نگاهشون را برگردانند، قرص را گذاشتند داخل دهان و لیوان آب را هم نگاه نکرده برداشتند و میل کردند؛ معمولا کسی که بخواد آب بخورد به طور طبیعی نگاه به آب می‌کند.

با دیدین این صحنه که کوچکترین حرکتی در نگاه ایشان نبود، دلم قرص شد و در دلم گفتم خدا پدر آن کسی را که برای آقا قرص آورد، بیامرزد.

فیلم تمام شد، ایشان حتی تیتراژ فیلم که 7 دقیقه بود را تا آخر دیدند. چراغ‌ها که روشن شد، برگشتم دیدم که چهره آقا می‌درخشد و چشم‌های ایشان یک درخشش خاصی داشت و من آقا را تا به حال اینقدر خوشحال ندیده بودم. بعد از اتمام فیلم ایشان گفتند، آفرین، آفرین، احسن، ماشاءالله و بعد سمت من نگاه کردند و گفتند: آقای مجیدی همین الان - ساعت 11 شب بود – اگر یکبار دیگر فیلم را پخش کنند، می‌نشینم و می‌بینم.

ایشان بعد از فیلم تعابیر زیبایی گفتند و خیلی جالب است بدانید اینهمه نقد که به فیلم شده است – نقدهای مثبت را می‌گویم - هیچ‌کدام از این زاویه که حضرت آقا گفتند، به فیلم نپرداخته‌اند.

ایشان گفتند که من خیلی فیلم نمی‌بینم ولی رمان زیاد می‌خوانم، در رمان نویسنده وقتی که به خلق یک صحنه درام  و صحنه بزرگی می‌رسد و وقتی نمی‌تواند درست بیان کند، صحنه را دور می‌زند و از کنارش عبور می‌کند و در دل خود ماجرا نمی‌رود. ایشان گفتند دیدم در فیلم رفتید در وسط ماجرا و معرکه و حتی فراتر از این هم رفتید.

یکی از صحنه‌های مورد توجه ایشان صحنه طواف پرستوها بر گرد کعبه بود؛ در هیج جای سوره فیل گفته نشده که ابابیل در ابتدا می‌آیند و کعبه را طواف می‌کنند، اولین بار که حج مشرف شده بودم، برای تشرف به مسجدالحرام، طبق برنامه‌ای که مرسوم هست، سرم را پایین انداختم و سجده کردم و بعد از سجده که سرم را بالا آوردم، کعبه را دیدم در حالی‌که جمع کثیری از پرستوها در آسمان در طواف کعبه بودند، این تصویر در ذهن من بود و این صحنه در فیلم از آنجا آمد.

ایشان نکات بسیار تکنیکی را فرمودند و الحمدالله اکران خیلی خوبی بود. به برکت نام حضرت محمد(ص) بار سنگینی که روی دوشم بود برداشته شد.


دوستان قزوین که مایل به دیدن فیلم هستند به وب مرصوصین استوار سر بزنند و دوستان نجف آباد ساعت 9 شب سه شنبه دم سالن لاله میبینمتون( ساعت 9-12 شب)

البته همراه داشتن کارت دانشجویی تخفیف داره!(:

  • جوان مرصوص

نظرات  (۵)

سلام خداقوت
خیلی خاطره زیبایی بود..لذت بردم و اشک شوق هم ...
ان شاءلله ماهم یکشنبه دیگه میریم ببینیم 
سلام...عاااااالی بودواقعاجات خالی
پاسخ:
سلام
حالا هعی دل منو آب کنید
کمک ب خانواده آن هم مادر اینقدر لذت داره ک نمیدونی...:-)
روزی بشه میرم.
عزیزمممممم...خواستی بری منم میام دوباره دنبالت
بله اونم لذت خودشوداره

🌷 یک آیه قرآن بخوانیم . . . 

↩ تفسیری از امام رضا علیه السلام در مورد آیه
"و فدیناه بذبح عظیم"
(سوره صافات آیه 107) .

🌻 فضل بن شاذان رحمه الله گوید :
 از حضرت رضا علیه السلام چنین شنیدم که 
آن زمان که خداوند تبارک و تعالی به حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام  
امر فرمود که به جای فرزندش اسماعیل ، گوسفندی را که خداوند فرستاده بود ذبح نماید ، حضرت ابراهیم علیه السلام
 در دل آرزو کرد که ای کاش فرزندش اسماعیل علیه السلام را به دست خود ذبح می کرد 
و دستور ذبح گوسفند بجای ذبح فرزندش به او داده نشده بود ،  تا به این وسیله احساس پدری را که عزیزترین فرزندش را به دست خود ذبح می کند ، داشته باشد 
و در نتیجه شایستهٔ رفیع ترین درجات ثواب در صبر برمصائب شود .

🌹 خداوند عزوجل نیز به او وحی فرمود که :
ای ابراهیم ! محبوب ترین خلق من ، نزد تو کیست ؟
ابراهیم گفت : خدایا ! 
مخلوقی خلق نکرده ای که از حبیبت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نزد من محبوب تر باشد .
خداوند به او وحی فرمود که : 
ای ابراهیم آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را ؟
 او گفت : نه ، او را بیشتر دوست دارم .
خداوند فرمود : آیا فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را ؟ 
عرض کرد : فرزند او را .
خداوند فرمود : 
آیا بریده شدن سر فرزند او از روی ظلم ، 
به دست دشمنانش دل تو را بیشتر به درد می آورد یا بریدن سر فرزندت به دست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من ؟
گفت : بریده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بیشتر به درد می آورد .
خداوند فرمود :
گروهی که خود را از امت محمد صلی الله علیه و آله می دانند، فرزندش حسین علیه السلام را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند کرد و با این کار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد .
ابراهیم علیه السلام بر این مطلب جزع و فزع نموده ، دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد . 
خداوند عزوجل هم به او چنین وحی فرمود :
ای ابراهیم ! به خاطر این ناراحتی و جزع و فزعت بر حسین علیه السلام و قتل او ، 
ناراحتی و اندوهت بر اسماعیل را ـ در صورتی که اگر او را ذبح می کردی ـ پذیرفتم ، و رفیع ترین درجات ثواب ، در صبر بر مصائب را به تو خواهم داد .

↩ و این همان مطلبی است که آیه 
* و فدیناه بذبح عظیم : ذبح بزرگی را جایگزین او کردیم *
بدان اشاره دارد .

? عیون اخبار الرضا علیه السلام – ج 1 ص 209
پاسخ:
تشکررررررررر
فکر کنم از کتاب تبار انحراف بود؟!
راستی یادم رفت....عیدتم مبارک عزیزم.
ان شاالله یک سالی به این موقع حج رفته باشی گلم
پاسخ:
عید شما هم مبارکااااا
ان شاء الله
همگی
ما که مشتاقیم
ان شاء الله با نابودی وهابیت با شوق برویم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">