جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

این وب برای این که جوانانی پولادین شویم خدمت گزار شماست
ان شاءالله برای ظهور آقا
سلام علی ال یس السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته...
.....................................................
فال زندگی*
امام جواد - علیه السلام - فرمود:
سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن.
اهل تواضع کردن و فروتن بودن.
صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن.

....................................................
برداشت آزاد*
قناعت اسلام به معناى کم به دست آوردن نیست، که کم برداشتن و به همراهان رسیدن است. «اندیشه من، ص: 69»

صراط مستقیم چیست؟
صراط مستقیم، یعنى راه نزدیک تا مقصد انسان و تا رشد انسان و در جهت عالى‌‏تر انسان، همین عبودیت است، نه عبادت، نه ریاضت، نه خدمت به خلق و نه شهادت. عبودیت یعنى هیچ کدام و یعنى تمام اینها.
...................................................
زمزمه عارفانه*
در دل ما انداز که در برابر آنچه خواسته ای ، تسلیم تو باشیم، و نخواهیم که آنچه به تاخیر انداخته ای پیش افتد ، و آنچه پیش انداخته ای ، به تاخیر افتد، و آنچه محبوب توست ، ناپسند نداریم و آنچه را خوش نمیداری، اختیار نکنیم.
دعای 33
..................................................
###
صندوق قرض الحسنه بنیان مرصوص
شماره کارت 6037991320150513
شماره حساب 0338692372000
( به نام خانم حاج صادقیان)

لطفا بعد از محبت واریز کردن اطلاع دهید.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۵، ۲۰:۱۶ - (^_^)hafez (^_^)
    +++++
نویسندگان

عامل جاهل!!

قسمتی از کتاب.....؛ که از خواندنش لذت بردم؛ بسیااااار

با جواب به این سوال بخوانید: که در برابر مرشد باید بی چون و چرا بود؛ و حتی اگر به محرمات شرعی دستور داد، مرتکب شد؛ چون مرشد از باطن خبر دارد ومامور به ظاهر نیست؟

نکته دوم، این که سالک باید از مرشد ، بینات و کتاب و میزان را به دست بیاورد. و کافی نیست که با بصیرت و آگاهی او حرکت کند، بلکه باید خود ، آگاه شود و با بصیرت ، اقدام نماید. آیاتی که به این نکته دلالت دارد، زیاد است، که رسول می فرماید:" عَلىَ‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى"(یوسف.108)

آنچه در برابر این همه، به آن تکیه می کنند، داستان خضر و موسی در سوره کهف است؛ که موسی مامور می شود با او بماند و از او بیاموزد. و او را می یابد و از او می پرسد: " هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلىَ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا"( کهف.66)آیا همراه تو باشم تا آنچه آموخته ای به من رشدی را بیاموزی و او در جواب می گوید:"قَالَ إِنَّکَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِىَ صَبرًْ"(کهف.67)؛ تو نمی توانی و استطاعت نداری که با من صبر کنی و شکیبا باشی " وَ کَیْفَ تَصْبرُِ عَلىَ‏ مَا لَمْ تحُِطْ بِهِ خُبرًْا "(کهف.68) چگونه میتوانی صبر کنی بر چیزی که به آن احاطه و آگاهی نداری. کسی که از تمامی راه مطلع نباشد، دوام نمی آورد و استقامت نمی کند.

و موسی با تمامی تواضع می گوید:" قَالَ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَ لَا أَعْصىِ لَکَ أَمْرًا "( کهف.69) به زودی میبینی، اگر خدا بخواهد ، من صبورم و هیچ دستوری را عصیان نمی کنم.

و این عالم، دوباره شرط می گذارد، که اگر همراه من آمدی ، هیچ از من سوال نکن تا خودم برایت ذکر و حرف تازه ای بیاورم.

و حرکت می کنند تا به کشتی می رسند و او کشتی....

.......و سپس آن عالم توضیح می دهد ، که چرا کشتی را سوراخ کرده و چگونه با معیوب کردن آن، آن را نجات بخشیده و از پادشاه ستمگر، محفوظ داشته است. و توضیح می دهد که این کودک، مرگش امضا شده بود و برای پدرش مشکل کفر و گرفتاری داشت و چه فرق می کند که با دست من یا با اشاره ی عزراییل قبض روح شود.

و توضیح می دهد که این دیوار، بر روی گنج بچه های یتیمی بود، که خدا می خواست تا بچه ها به بلوغ برسند و گنج خود را بردارند.

این داستان، نکته ها و درس های دقیقی دارد،....آنچه باعث شد تا از این داستان استفاده بکنم، نکته ای است که بر آن تاکید می کنند، که مرشد هر چه گفت، باید بی چون و چرا و چشم بسته اطاعت شود و در این اشتباه به این داستان اشاره می کنند و خیال می کنند که مقام عالم از مقام موسی بالاتر بوده . او مامور باطن بوده و موسی مامور ظاهر؛ در حالی که، اینها باید معتقد شوند، که مقام جبرییل ، بر انبیا اولوالعزم مقدم است؛ چون او معلم و آموزگار و حامل وحی است. این طور نیست که واسطه، مقرب تر و مقدم تر باشد.

از این گذشته ، در این داستان لطیف، مرشد به موسی دستور نمی دهد که کشتی را سوراخ کند و یا کودک را بکشد و یا دیوار را بالا ببیرد، بلکه خود، این کار را می کند؛ چون بصیرتش را دارد، نه موسی که از آن بی خبر مانده است.

تو با دقت ببین، که آیا می توان از این داستان استفاده کرد ، که در برابر مرشد باید بی چون و چرا بود؛ و حتی اگر به محرمات شرعی دستور داد، مرتکب شد؛ چون مرشد از باطن خبر دارد ومامور به ظاهر نیست؟

بر گرفته از کتاب "نامه های بلوغ" استاد صفایی

  • جوان مرصوص

نظرات  (۲)

سلام علیکم:
وبلاگ بسیار ارزشی و پر محتوایی دارید
ممنون میشم اگه به ما هم سر بزنید
با مطلبی در مورد صله ی رحم به روزیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

التماس دعا
یا مهدی

سلام
خسته نباشید
منظورتون از اطاعت بی چون و چرا اگر همان تقلید کورکورانه باشد پس قوه ی اختیار انسان چه میشود بنظر من این بی چون و چرایی باید در آن آگاهی هم باشد و در مورد باطن که ذکر کردید آیا این سخن با گفته ی شما در تضاد نیست؟«در کوزه همان برون تراود که در اوست»
متن زیبایی بود
خداقوت
التماس دعا
یاحق
پاسخ:
سلام
ممنونم 
منظور این است که حتی با این که می دانم مرشدم کاری که می کنه درسته؛ ولی باز هم در مورد کاری که میخواهم انجام بدهم اطلاع پیدا کنم و با آگاهی انجام بدم
ویا از زاویه دیگر ؛ اگر پیرو تو، از کاری که می خواهی انجام بدهی اطلاعی ندارد نخواه که کاری را انجام بدهد
بازم ممنونم
محتاجیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">