جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

جوانـان مرصـوص

* اول شهید شو بعد به جبهه برو *

این وب برای این که جوانانی پولادین شویم خدمت گزار شماست
ان شاءالله برای ظهور آقا
سلام علی ال یس السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته...
.....................................................
فال زندگی*
امام جواد - علیه السلام - فرمود:
سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن.
اهل تواضع کردن و فروتن بودن.
صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن.

....................................................
برداشت آزاد*
قناعت اسلام به معناى کم به دست آوردن نیست، که کم برداشتن و به همراهان رسیدن است. «اندیشه من، ص: 69»

صراط مستقیم چیست؟
صراط مستقیم، یعنى راه نزدیک تا مقصد انسان و تا رشد انسان و در جهت عالى‌‏تر انسان، همین عبودیت است، نه عبادت، نه ریاضت، نه خدمت به خلق و نه شهادت. عبودیت یعنى هیچ کدام و یعنى تمام اینها.
...................................................
زمزمه عارفانه*
در دل ما انداز که در برابر آنچه خواسته ای ، تسلیم تو باشیم، و نخواهیم که آنچه به تاخیر انداخته ای پیش افتد ، و آنچه پیش انداخته ای ، به تاخیر افتد، و آنچه محبوب توست ، ناپسند نداریم و آنچه را خوش نمیداری، اختیار نکنیم.
دعای 33
..................................................
###
صندوق قرض الحسنه بنیان مرصوص
شماره کارت 6037991320150513
شماره حساب 0338692372000
( به نام خانم حاج صادقیان)

لطفا بعد از محبت واریز کردن اطلاع دهید.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۵، ۲۰:۱۶ - (^_^)hafez (^_^)
    +++++
نویسندگان

آیه های سبز(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند وقت یک بار یک پست از داستان های کتاب آیه های سبز، استاد صفایی را می گذاریم تا اگر دوستی کتاب را ندارد بی بهره نماند و اگر هم کتاب را داریم با خواندن یک داستان جدا از کتاب در وب، تامل بیشتری کنیم انشاالله....

عشق برتر

من جوانی را سراغ داشتم سخت وابسته ی لباس و قیافه اش بود، حتی وسواسی سخت داشت که پارچه اش از کجا باشد و دوختش از فلان و مدلش از بهمان.

برای دوستی با او همین بس که لباسش و اتویش و قیافه اش تحسین کنی و یا از طرز تهیه ی آن بپرسی. او عاشق ظاهرسازی و سر و وضع مرتب بود و به این خاطر از خیلی ها بریده بود تا این که عشقی بزرگتر در دلش ریخت و با دختری آشنا شد و با هم سفری کردند و در راه تصادفی.

جوانک در آن لحظه ی بحرانی از رنج های خودش فارغ بود و خودش را فراموش کرده بود و به محبوبه اش می اندیشید و سخت به او مشغول بود.

او به خاطر پانسمان محبوبش به راحتی لباس هایش را پاره می کرد و زخم ها را می بست و راستی سرخوش بود که خطری پیش نیامده است.

هنگامی که عشقی بزرگ تر دل را بگیرد، عشق های کوچک تر نردبان آن خواهند بود.

مسئولیت و سازندگی

  • جوان مرصوص

نظرات  (۱)

سلام
یاد نشتارود و فیلم آواز گنجشک ها افتادم
اون لحظه ای که بشکه ماهی ها سوراخ شد،همه گلدونا شکسته شد،ماهی های کوچیک تو جوی آب رفتن و فقط هدفشون نجات شاه ماهی بود.
اهداف کوچیک و فدای هدف بزرگشون کردن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">